سراج اندیشه

پایگاه اطلاع رسانی علمی و آموزشی
  • روبیکا
  • سروش
  • چاپ
  • ذخيره پيوند
  • ارسال به دوست
  • Rss
  • نقشه سایت 
  •  | 
  • ارتباط با ما 
  • دوره های آموزشی
    • دوره های تربیت و تعالی
    • نور مبین
    • بصیرت دینی انقلابی
    • دوره های آموزشی طولی
منوی اصلی

  • دوره های تربیت و تعالی
  • نور مبین
  • بصیرت دینی انقلابی
  • دوره های آموزشی طولی
 
 

معنا و مفهوم مشروعیت (2)

در نظریه روسو، دولت برآیند و مظهر اراده عمومى است.
آن چه در ارزیابى این نظریه، شایان تأمل است آن است كه اولا، در تاریخ بشر، مرحله‏اى كه در آن، انسان‏ها در وضع طبیعى به سر برده و سازمان اجتماعى وجود نداشته باشد، دیده نشده است. تاریخ به یاد ندارد كه انسان‏ها گرد هم آمده باشند و آگاهانه توافقى به صورت قرارداد تنظیم كرده باشند. ثانیا، این نظریه، توهمى بیش نیست كه هدف آن پركردن خلأ ناشى از سكولاریسم و انزواى دین در جامعه است. از این رو، در حالى كه در اندیشه دینى، دولت ریشه در وحى داشته و پدیده‏اى الهى به شمار مى‏رود، بر مبناى این نظریه، دولت پدیده‏اى صناعى به شمار مى‏رود.
.3 مشروعیت الهى
در ادیان الهى، مشروعیت حكومت‏ها ناشى از خداوند است و تنها قوانینى مشروعیت داشته مبناى عمل قرار مى‏گیرند كه از سوى خداوند به پیامبران وحى شده باشند؛ اما در گذر تاریخ، این امر كه ریشه در اعماق فطرت انسان‏ها داشته است، همواره مورد سوء استفاده حكام جور قرار گرفته است. آنان كوشیده‏اند براى موجه جلوه دادن حكومت، خود را به خداوند منتسب كنند . در امپراتورى‏هاى باستان، فراعنه مصر، خود را خدا خوانده و ادعاى خدا ـ پادشاهى داشتند . در آیین تحریف شده مسیحیت، حضرت عیسى ( علیه السلام) فرزند خدا، و در قرون وسطى، حكومت‏ها بدون توجه به حقوق مردم، براى خود، منشأى الهى قائل بودند و در برخى كشورهاى مشرق زمین، پادشاهان مستبد، خود را «ظل الله» مى‏خواندند.
در فلسفه سیاسى اسلام، مشروعیت حاكم و نظام سیاسى، ناشى از خداوند است كه توضیح آن در ادامه خواهد آمد.
نقد دیدگاه ماكس وبر
علاوه بر آن چه ذكر شد، برخى از نویسندگان غربى، ملاك‏هاى دیگرى را براى مشروعیت برشمرده‏اند؛ از جمله، یكى از نویسندگان غربى، به نام ماكس وبر، منشأ مشروعیت را سه عنصر سنت، كاریزما و عقلانیت مى‏داند كه ذیلا به ارزیابى آن مى‏پردازیم.
سنت: سنت عبارت از قوانین نانوشته‏اى است كه از عرف، هنجارها و ارزش‏هاى مشترك ناشى مى‏شود. و بنا به گفته دانشوران سیاسى، به اشكال مختلفى چون وراثت، شیخوخیت، ابوت، خون و نژاد اطلاق مى‏گردد. درباره سنت، چند نكته حائز اهمیت است:
الف) نویسندگان غربى همواره با قرار دادن سنت، در مقابل مدرن، به طور غیر مستقیم، در صدد تحقیر ملل و جوامع غیر غربى هستند. آنان در پى القاى این مطلب هستند كه لازمه تمدن و مدنیت، پذیرش فرهنگ غرب و دست شستن از سنت‏هاى گذشته است. بسیارى از نظریه‏هاى غربى به ویژه در حوزه توسعه، به طور مستقیم و غیر مستقیم، جوامع را به تقلید از غرب و طرد دین و هویت و فرهنگ بومى فرا مى‏خوانند.
ب) با توجه به آن چه درباره مشروعیت بر مبناى سنت ذكر شد، درباره انطباق آن بر حكومت اسلامى، بیان چند نكته ضرورى است.
.1 مشروعیت حكومت اسلامى، از نوع وراثت نیست؛ زیرا حاكم اسلامى باید داراى عصمت، در عصر حضور، و برخى شرایط علمى، عملى و شایستگى‏هاى اخلاقى و روحى، در عصر غیبت باشد. وراثت به عنوان یك ملاك مستقل، در مشروعیت نقشى ندارد.
.2 مشروعیت حكومت اسلامى، از نوع شیخوخیت، نژاد و خون نیست؛ زیرا چنین مبنایى تنها در حكومت‏هاى داراى نظام پادشاهى و قبیلگى معتبر است. با ظهور اسلام، نظام قبیلگى و معیارهاى نژادى و نسبى مشروعیت، در هم ریخت و اسلام با دعوت مسلمانان به روابط فراقبیلگى، اذن الهى، معیار مشروعیت حكومت قرار گرفت. بنابراین، در حكومت اسلامى، هیچ گاه نژاد و نسب، منشأ حق نیست و نژادپرستى و ملى‏گرایى، خلاف روح تعالیم اسلام است.
نظریه‏پردازان غربى، على رغم ادعاى طرد نژاد و معیارهاى نسبى در مشروعیت، و ادعاى حاكمیت عقلانیت و علم، در جاهلیت مدرن قرن بیستم، با شعارهایى چون حقوق بشر و حقوق بین الملل، تنها بشر غربى را به عنوان انسان به رسمیت مى‏شناسند.
نگاهى گذرا به آثار شرق شناسانه[1] حكایت از خوى سلطه‏طلبى و برترى جویى غرب بر عالم و آدم دارد. در قرن بیستم، نظام قبیلگى، با هدف حاكمیت سرمایه و حفظ نظام سلطه در قالب «حزب» ظاهر شده است. در نظام حزبى، به هر كسى اجازه حاكمیت داده نمى‏شود، بلكه تنها كسانى مجاز به اعمال حاكمیتند كه از مجراى حزب، به مقامات بالا دست یابند و در جهت حفظ سیطره غرب و نظام سلطه گام بردارند.
.3 در اسلام، وراثت مشروعیت آور نیست. البته رگه‏هایى از كسب مشروعیت، از طریق نسب و وراثت را مى‏توان در اندیشه اهل سنت یافت. آنان بر این نكته تأكید مى‏كنند كه حاكم و خلیفه مسلمین باید از قریش باشد. در منابع شیعى، هیچ گاه وراثت به عنوان منبعى مستقل براى مشروعیت، مطرح نشده است. در برخى آیه‏هاى قرآن كریم نیز تعصب‏هاى قومى و انتساب به آبا و اجداد، نكوهش شده است.
در فرهنگ اسلامى، تنها بر معیارهاى فكرى ـ علمى و صلاحیت‏ها و شایستگى‏هاى روحى ـ اخلاقى تأكید شده است و اگر بر مشروعیت ائمه اطهار تأكید و بر محبت آنان در قرآن اشاره شده، «الا الموده فى القربى» از آن رو است كه آنان برترین تربیت شدگان، مكتب اسلام و وحى و داراى برترین شناخت از دین بوده‏اند.
فره و كاریزما: كاریز ما عبارت است از خصوصیات و ویژگى‏هاى خارق العاده شخص حاكم كه به طور ناخودآگاه مردم را به انقیاد و اطاعت فرا مى‏خواند. در تاریخ معاصر، هیتلر، موسولینى و جمال عبدالناصر از مصادیق این الگوى مشروعیت شمرده شده‏اند. در ارزیابى نظریه كاریزما، نكات ذیل شایان ذكرند:
الف) نظریه پردازان غربى، و همگام با آنان، برخى محافل و نویسندگان داخلى، پیامبران الهى، ائمه اطهار ( علیهم السلام) و دیگر رهبران بزرگ الهى را از جمله مصادیق مشروعیت كاریزماتیك ذكر كرده‏اند؛ مثلا برخى با تحلیل مراحلى كه جامعه ما پس از انقلاب اسلامى طى كرده است، دوره حاكمیت امام (ره) را دوران كاریزمایى بر شمرده‏اند.[2] از غربزدگان انتظارى بیش از این نیست؛ اما محافل مذهبى نباید فریب ظاهر این نظریه را بخورند. این نگرش به رهبران الهى درست نیست؛ زیرا پیامبران را به مثابه افرادى با جاذبه‏هاى شخصى و فارغ از وحى الهى در نظر مى‏گیرد و طبعا پذیرش دعوت آنان از سوى مردم، فارغ از تعقل و تفكر و صرفا ناشى از شگردها و جاذبه‏هاى شخصى آنان قلمداد مى‏شود، در حالى كه پیامبران و رهبران الهى، تجسم راستین ارزش‏هاى الهى‏اند. آنان هیچ‏گاه، حتى براى لحظه‏اى مردم را به خود دعوت نكردند. آن چه موجب اطاعت و انقیاد انسان‏ها از پیامبران و رهبران الهى مى‏شده، تنها ویژگى‏ها و جاذبه‏هاى شخصیتى آنان نبوده است. اظهار عبودیت، بندگى، تواضع و مظهریت اسما و صفات الهى، از جمله ویژگى‏هاى مهمى بود كه انبیا و رهبران الهى برخوردار از آن‏ها بودند و هر انسان صاحب خرد، تعقل و تفكرى را از صمیم قلب و با اراده‏اى محكم، به خضوع در برابر آنان فرا مى‏خواند. نتیجه آن كه تأمل در مفاد دعوت پیامبران و رهبران الهى و تعالیم حیاتبخش آنان، موجب تبعیت و اطاعت مردمان از آنان مى‏شد.
ب) با توجه به آن چه گفتیم، جاى تعجب است كه برخى در بیان مصادیق مشروعیت كاریزماتیك، از یك سو، از هیتلر، موسولینى و دیگر طواغیت نام مى‏برند كه نماد تفرعن، طغیان و عصیان انسان معاصرند و از سوى دیگر، پیامبران الهى را، كه عصاره نظام خلقت و مصداق خلیفه اللهى‏اند، در این زمره قرار مى‏دهند. آیا ذكر این مصادیق در كنار هم، توهینى آشكار به ساحت مقدس این بزرگواران نیست؟
ج) جاذبه‏هاى شخصى رهبران بزرگى چون امام خمینى، ناشى از پشتوانه وحیانى است كه امت اسلامى را عاشقانه به تبعیت از ایشان به عنوان حاكم اسلامى فرا مى‏خواند، حاكمى كه براى آحاد امت اسلامى، سمبل دین و یادآور حاكمیت پیامبر و ائمه ( علیهم السلام) است. محتواى دعوت حضرت امام (ره) تعالیمى بود كه پیامبر ( صلى الله علیه و آله و سلم) و ائمه بدان دعوت مى‏كردند و بدین خاطر، در قلب‏هاى مسلمان‏ها نفوذ یافت. البته جاذبه‏هاى حضرت امام، هر صاحب خرد و فطرت سالمى را مجذوب خود مى‏ساخت. این، ویژگى همه رهبران الهى است كه در قلب انسان‏ها نفوذ مى‏كنند. رهبران بزرگ الهى، على رغم قرار گرفتن در مسند قدرت، ذره‏اى از آن را در راه منافع شخصى استفاده نمى‏كنند و دغدغه اصلاح‏گرى و نجات مسلمانان، محرومان و مستضعفان جهان را دارند. در زندگى روزمره به حداقل بسنده مى‏كنند و با همتى بلند پشتیبان مظلومان و محرومانى هستند كه مورد تعرض و كینه مستكبرانند و این مواضع، كه برآمده از اندیشه والاى دینى است، میلیون‏ها انسان را در سراسر جهان شیفته آنان مى‏سازد .
مشروعیت در اسلام
در هر نظام سیاسى، مشروعیت، از فلسفه فكرى و جهان بینى حاكم بر آن جامعه ناشى مى‏شود . از این رو، مبناى مشروعیت، از جامعه‏اى كه اعتقادى به خدا ندارد تا جامعه‏اى كه در آن، اعتقاد به خداوند وجود دارد، متفاوت است. در اسلام، حاكمى از مشروعیت برخوردار است كه بر طبق شریعت و احكام اسلام عمل كند و در مقابل، اگر حاكمى پاى‏بند به دین نباشد، از مشروعیت برخوردار نیست. در جامعه اسلامى، مشروعیت از منبعى سرچشمه مى‏گیرد كه حاكمیت مطلق در انحصار او است. در اسلام، تنها خداوند از حاكمیت مطلق برخوردار است؛ زیرا بر اساس بینش اسلامى، همه جهان، ملك خداوند است و هیچ كس بدون اذن او حق تصرف در آن ندارد .

منبع: مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى (ره) ـ با تلخيص از کتاب فلسفه سياست ،ص 115
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . براى آگاهى بیش‏تر از گزارش‏هاى شرق شناسانى كه برخوردى نژاد پرستانه با جوامع مختلف داشته‏اند. به آثارى كه اصطلاحا به شرق شناسى موسوم شده است، رجوع كنید؛ از جمله، ادوارد سعید، شرق شناسى، ترجمه عبد الرحیم گواهى (تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1372) .
[2] . ر.ك: «روشنفكرى دینى و جمهورى سوم» ، مجله كیان، ش 37، ص 2. 
 

نظرات: 0   بازديد: 1989   کد مطلب: 2     
 
 

نظرات

پاسخ به:

عنوان شما: *
نظر: *

جستجو

مطالب مرتبط

معنا و مفهوم مشروعیت (1)

معنا و مفهوم مشروعیت (1)

دوشنبه، 9 اسفند
معنا و مفهوم مشروعیت (3)

معنا و مفهوم مشروعیت (3)

دوشنبه، 9 اسفند
معنا و مفهوم مشروعیت (4)

معنا و مفهوم مشروعیت (4)

دوشنبه، 9 اسفند

برچسب ها

    • سایت دفتر مقام معظم رهبری
    • سامانه جامع استاد شهید مطهری (ره)
    • موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی
    • موسسه علمی فرهنگی پرسمان
    • خانواده اسلامی شمیم
    • پایگاه خبری تحلیلی بصیرت