سراج اندیشه

پایگاه اطلاع رسانی علمی و آموزشی
  • روبیکا
  • سروش
  • چاپ
  • ذخيره پيوند
  • ارسال به دوست
  • Rss
  • نقشه سایت 
  •  | 
  • ارتباط با ما 
  • دوره های آموزشی
    • دوره های تربیت و تعالی
    • نور مبین
    • بصیرت دینی انقلابی
    • دوره های آموزشی طولی
منوی اصلی

  • دوره های تربیت و تعالی
  • نور مبین
  • بصیرت دینی انقلابی
  • دوره های آموزشی طولی
 
 

معنا و مفهوم مشروعیت (1)


مشروعیت (Legitimacy) در لغت به معناى «قانونى بودن» و «مطابق با قانون» آمده است و اگر چه ریشه لغوى آن، از «شرع» گرفته شده و با كلمه‏هایى چون «شریعت» و «متشرعه» هم ریشه است، اما اختصاص به پیروان دین و شریعت نداشته و یك اصطلاح در فلسفه سیاست به شمار مى‏رود.
مشروعیت به «حقانیت» اشاره دارد و عبارت است از توجیه عقلانى اعمال حكومت از سوى حاكم . به عبارت دیگر، مشروعیت، یك ویژگى در نظام حكومتى است كه حاكم به مدد آن، حكمرانى خویش را صحیح مى‏داند و مردم تبعیت از حكومت را وظیفه خود مى‏شمارند. مشروعیت پاسخى به این پرسش‏ها است كه چرا عده‏اى حق حكومت دارند و دیگران موظف به اطاعت از آنانند، و حاكم براى نافذ بودن حكمش چه ویژگى‏ها و صلاحیت‏هایى را باید داشته باشد؟ این پرسش‏ها حاكى از آن است كه در هر جامعه‏اى، بر مبناى باورهاى رایج در آن جامعه، تنها عده‏اى صلاحیت حكمرانى دارند و اگر قانونى را وضع و یا امر و نهى مى‏كنند، ناشى از حقى است كه دارند و تبعیت ملت نیز ناشى از اعتقادشان به صلاحیت و شأنیت اعمال حكمرانى آنان است.
واژه مقابل مشروعیت، كه ما را در فهم آن مدد مى‏رساند، غصب (Usurpation) است. كسانى كه حكومت را به ناحق غصب كرده‏اند، سعى در كسب وجهه براى خود داشته و مى‏كوشند با انتساب خود به خداوند و ارزش‏هاى دینى و یا با به اطاعت كشاندن مردم، مبنایى براى مشروعیت خود یافته و حكومت خویش را مشروع جلوه دهند. نتیجه آن كه توجیه حاكم، در جهت اعمال حاكمیت خود و توجیه مردم مبنى بر پذیرش آن، ناظر به مشروعیت است.
از آن جا كه هر حقى در اسلام، ملازم تكلیفى است، حق حاكمیت، بدان معنا است كه مردم موظف به اطاعت از حاكمى هستند كه حاكمیتش مشروع است. به عبارت دیگر، آیا حكومت حق است یا تكلیف؟ و حاكم حق حكومت دارد یا موظف است حكومت كند؟ از نظر اسلام، حكومت هم حق است و هم تكلیف، و كسى كه واجد شرایط و معیارهاى حكومت باشد، در شرایطى، موظف است حكومت را بپذیرد. وقتى حكومت را نوعى حق بدانیم، پس متعلق به افراد معینى خواهد بود. البته این بدان معنا نیست كه آن گروه، ممتازند؛ زیرا در جامعه اسلامى همه فرصت آن را دارند كه آن شرایط و معیارها را كسب كنند.
از آن چه گفته شد، نتیجه مى‏گیریم كه:
.1 مشروعیت به معناى مقبولیت نیست. چرا بیش‏تر نویسندگان غربى، مشروعیت را به مقبولیت تعریف كرده‏اند؟ در پاسخ باید گفت كه تعریف مشروعیت به مقبولیت، ناشى از فرهنگ معاصر غرب است. در جامعه‏اى كه انسان به جاى خدا بنشیند و مدار ارزش‏ها و ملاك حسن و قبح شمرده شود، طبیعى است كه مشروعیت نیز بدو ارجاع شود و رضایت و مقبولیت بشر، ملاك و تعریف مشروعیت قلمداد گردد. پس از آن كه «قرارداد اجتماعى» سرمشق[1] اندیشه غرب قرار گرفت، و از سوى دیگر، نگرش عینى و پوزتیویستى به مفاهیم و پدیده‏ها مبناى روش‏شناسى قلمداد شد، طبیعى مى‏نمود كه مقبولیت، تعریف مشروعیت به حساب آید.
البته در دنیاى معاصر، مشروعیت كشورهاى مدعى دمكراسى، تنها به مدد رسانه‏هاى جمعى، مطبوعات و تكنولوژى تبلیغى است. این ابزار، افكار عمومى را هر طور كه بخواهند، هدایت كرده و سمت و سو مى‏دهند. امروزه روشن شده است كه در این حكومت‏ها، كه خواست اكثریت، منشأ مشروعیت حكومت شمرده مى‏شود، ده‏ها وسیله غیر شرافتمندانه به كار گرفته مى‏شود تا خواست مردم به جهتى كه صاحبان زر و زور مى‏خواهند، هدایت شود. از این رو است كه باطن و منشأ حاكمیت، در حكومت‏هاى طاغوتى، همواره در طول تاریخ، غلبه و زور بوده است. نتیجه آن كه:
نخست، مقبولیت نتیجه مشروعیت است.
دوم، تعریف مشروعیت به مقبولیت، مستلزم آن است كه حاكمیت دیكتاتورهایى كه با ارعاب، زور و تبلیغات موفق به جلب اطاعت مردم شده‏اند، موجه و مشروع قلمداد شوند.
سوم، مشروعیت در كشورهاى مدعى دمكراسى، نتیجه تبلیغاتى است كه امپریالیسم خبرى، با هدف مقبول جلوه دادن نظام سلطه و صاحبان زر و زور انجام مى‏دهد. بدین رو، در این جوامع، باید مشروعیت را نتیجه فرآیندى دانست كه رسانه‏هاى جمعى، براى ایجاد مقبولیت نظام سیاسى انجام مى‏دهند.
چهارم، اگر مشروعیت، دائر مدار مقبولیت باشد، لازمه‏اش آن است كه اگر مردم حكومتى را نخواستند، نامشروع باشد، هر چند آن حكومت، در پى جلب مصالح مردم باشد؛ و اگر خواهان حكومتى بودند، مشروع تلقى شود، هر چند بر خلاف مصالح مردم حركت كند.
.2 تعریف مشروعیت به «قانونى بودن» درست نیست؛ زیرا ممكن است قانون اعتبار و مبناى معقولى نداشته باشد، بسا برخى از قوانین از نظر مردم نامشروع، ولى منطبق بر مصالح واقعى آنان باشد، و یا قانونى مشروع، اما برخلاف مصالح واقعى جامعه باشد. اگر حاكمى با كودتا بر سر كار آید و سپس با وضع قوانینى به نفع خویش آن‏ها را مبناى عمل در جامعه قرار دهد و به تدریج، رضایت مردمى نیز جلب شود، آیا چنین حاكمى كه بر مبناى قوانینى كه خود وضع كرده است، عمل مى‏كند، مشروع است؟ !
از آن جا كه هر جامعه‏اى نیازمند قانون است، این تعریف، مستلزم آن است كه همه حكومت‏هایى كه از راه قوه قهریه، حاكمیت را به دست گرفته و با وضع و عمل به قوانین، امنیت را بر جامعه حكمفرما ساخته‏اند، مشروع قلمداد شوند، در حالى كه مشروعیت چنین حكومت‏هایى محل تأمل است.
ملاك مشروعیت
مبناى مشروعیت حاكم چیست؟ دستگاه حاكم بر اساس چه مجوزى قوانین را وضع و اجرا مى‏كند؟ آیا حاكم چون شخصیت برجسته و والایى است، به خود اجازه حاكمیت و وضع قانون را مى‏دهد؟ آیا دودمان و حسب و نسب و زور و غلبه مبناى مشروعیت حاكم است؟ یا آن كه مشروعیت، منشأ الهى دارد كه بر اساس آن، حاكم خود را محق در حاكمیت مى‏داند و مردم به خاطر باورهاى دینى اطاعت مى‏كنند؟
درباره منشأ مشروعیت، دیدگاه‏هاى مختلفى وجود دارد. در این مقام، نخست نظریه‏هایى را كه در این باره مطرح است مى‏آوریم و سپس به بررسى دیدگاه اسلام مى‏پردازیم.
.1 ارزش‏هاى اخلاقى
بر مبناى این نظریه، عدالت و بسط ارزش‏هاى اخلاقى، منشأ الزام سیاسى است. اگر حكومت براى سعادت افراد جامعه و بسط ارزش‏هاى اخلاقى در جامعه بكوشد، مشروع قلمداد مى‏شود . از نظر تاریخى، ایده عدالت، از سوى افلاطون عرضه شد و به طبقه‏بندى وى از حكومت‏ها در آن زمان منتهى گشت. ارسطو پى‏گیرى مصالح مشترك در قبال مصلحت شخصى را معیارى براى مشروعیت حكومت قلمداد مى‏كرد. از نظر ارسطو مشروعیت حكومت تا زمانى دوام دارد كه حكومت از مرز عدالت و درستى خارج نشود و در نتیجه، اگر حكومت به فساد كشیده شود و در آن، درستى و فضیلت پاس داشته نشود، مشروع نیست. افلاطون قانونى را مشروع مى‏داند كه قادر به رفع مشكلات جامعه و ایجاد عدالت در جامعه شود و حاكم مطلوب را حكیمانى مى‏داند كه به قانون خوب، دسترسى داشته باشند.
به نظر مى‏رسد معیار عدالت و ارزش‏هاى اخلاقى، تنها مشروعیت قوانین و اوامر حكومتى را اثبات مى‏كند؛ اما در این نظریه، در مورد مشروعیت حاكمان، سخنى به میان نیامده است. به عبارت دیگر، این نظریه، پاسخ این سؤال را كه حاكم بر اساس چه معیار و مجوزى اعمال حاكمیت مى‏كند، نمى‏دهد.
نكته دیگر آن كه باید روشن گردد كه معیار عادلانه بودن قانون چیست. آیا صرف این فرض كه قوانین كشف شده از سوى حكیم، عادلانه و خوب است، كفایت مى‏كند. به نظر مى‏رسد اگر قانون مستند به وحى نباشد، حتى اگر حكیم آن‏ها را وضع كند، بى‏شك، اغراض نفسانى، در آن دخالت مى‏كند. ما معتقدیم كه قانون الهى، چون از جانب خداوند، كه آگاه به ابعاد وجودى و نیازهاى انسان است، و بر مبناى مصالح و مفاسد واقعى انسان است، مى‏تواند ضامن سعادت و بسط عدالت در جامعه باشد.
نكته دیگر آن كه قانون هر قدر هم كه خوب باشد، ضامن اجرا مى‏خواهد؛ یعنى كسى كه دلسوز قانون بوده و كمر همت به اجراى آن ببندد. علم و حكمت، به تنهایى براى رسیدن به نشر فضیلت و عدل كافى نیست، بلكه علاوه بر آن، ایمان و تقواى الهى نیز لازم است. علم به مثابه چراغى است كه تنها در سایه ایمان، مى‏تواند راه حق را بپوید.
.2 قرارداد اجتماعى
مبناى مشروعیت حكومت، در كشورهاى مدعى دمكراسى، قرارداد اجتماعى است و وظیفه حكومت، صرفا برقرارى امنیت است. درباره این كه مفاد قرارداد اجتماعى چیست، تفسیرهاى متفاوتى از سوى نظریه‏پردازان ارائه شده است. در آثار افلاطون به قرارداد میان شهروندان و حكومت اشاره شده است. پس از رنسانس، هابز از پیشگامان نظریه قرارداد اجتماعى است. وى معتقد است كه افراد جامعه، براى رهایى از مرحله «وضعیت طبیعى» ـ كه در آن جامعه فاقد امنیت است ـ و رسیدن به «وضعیت معقول» ـ كه در آن، قانون حاكم است ـ با یكدیگر قرارداد مى‏بندند . بر مبناى قرارداد، شهروندان همه حقوق خود را به حاكم مى‏بخشند و حاكم در قبال آن، امنیت را در جامعه برقرار مى‏كند. طبق این نظریه، مردم پس از قرارداد، حق شورش و انقلاب ندارند . در حالى كه از نظر جان لاك، یكى دیگر از نظریه‏پردازان قرارداد اجتماعى، مردم حق شورش و انقلاب دارند. مردم هرگاه مشاهده كنند كه حكام برخلاف قرارداد عمل مى‏كنند، مى‏توانند از آنان روى برتافته و حكومت را به گروه دیگرى واگذار كنند.

منبع: مؤسسه  آموزشى پژوهشى امام خمينى (ره) ـ با تلخيص از کتاب فلسفه سياست ،ص 115

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . Paradigme 

 

نظرات: 0   بازديد: 2016   کد مطلب: 1     
 
 

نظرات

پاسخ به:

عنوان شما: *
نظر: *

جستجو

مطالب مرتبط

معنا و مفهوم مشروعیت (2)

معنا و مفهوم مشروعیت (2)

دوشنبه، 9 اسفند
معنا و مفهوم مشروعیت (3)

معنا و مفهوم مشروعیت (3)

دوشنبه، 9 اسفند
معنا و مفهوم مشروعیت (4)

معنا و مفهوم مشروعیت (4)

دوشنبه، 9 اسفند

برچسب ها

    • سایت دفتر مقام معظم رهبری
    • سامانه جامع استاد شهید مطهری (ره)
    • موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی
    • موسسه علمی فرهنگی پرسمان
    • خانواده اسلامی شمیم
    • پایگاه خبری تحلیلی بصیرت