previos pageقصه‏هاى قرآن به قلم روان‏ - محمد محمدى اشتهاردى‏ رحمه الله علیهnext page


هنگامى كه قوم به طور آشكار، سخنان فوق را از عيسى عليه‏السلام شنيدند، دريافتند كه مريم عليهاالسلام از هر گونه ناپاكى، پاك و منزه است و عيسى عليه‏السلام بعد از اين تكلم، تا زمانى كه بزرگ شد و به حد زبان گشودن رسيد، سخن نگفت.(776)

ابوبصير از امام صادق عليه‏السلام پرسيد: چرا خداوند عيسى عليه‏السلام را بدون پدر آفريد؟

امام صادق عليه‏السلام در پاسخ فرمود: تا مردم به قدرت وسيع الهى پى ببرند و بدانند كه خدا حتى قدرت دارد كه از زن بى همسر، فرزند بيافريند، چنان كه قدرت دارد انسانى (مانند آدم عليه‏السلام) را بدون پدر و مادر خلق كند، و او بر هر چيز قادر است.(777)

رسالت عيسى عليه‏السلام و معجزات و پندهاى او

حضرت عيسى عليه‏السلام در سى سالگى رسماً رسالت خود را به مردم اعلام نمود، و هر رسولى براى اثبات پيامبرى و رسالت خود معجزه دارد. عيسى عليه‏السلام به بنى اسرائيل گفت:

انِّى قَد جِئتُكم بآيَةٍ مِن ربِّكُم؛

من از طرف پروردگار شما نشانه‏اى برايتان آورده‏ام.(778)

آنگاه پنج معجزه خود را به اين ترتيب برشمرد:

1 - من از گِل چيزى به شكل پرنده مى‏سازم، سپس در آن مى‏دمم، به فرمان خدا پرنده‏اى مى‏گردد.

2 - كور مادرزاد را بينا مى‏كنم.

3 - مبتلايان به بيمارى برص (پيسى) را بهبود مى‏بخشم.

4 - مردگان را زنده مى‏كنم.

5 - و از آن چه مى‏خوريد و در خانه خود ذخيره مى‏سازيد، خبر مى‏دهم.

قطعا در اين نه نشانه‏اى براى شما به سوى حق است، اگر ايمان داشته باشيد.(779)

اى مردم! خداوند پروردگار من و شما است، او را بپرستيد، نه من و نه چيز ديگر را اين است راه راست.(780)

گروهى عيسى عليه‏السلام را تصديق كرده، ايمان آوردند، ولى گروهى ديگر او را انكار كرده و معجزات او را سحر و جادو خواندند. عيسى عليه‏السلام همچنان مردم را به سوى توحيد دعوت مى‏كرد، و با پند و اندرز، آن‏ها را به راه راست هدايت مى‏نمود.

روزى با حواريون (ياران خاص خود) از سرزمين اردن به بيت المقدس، حركت كردند. در بين راه هر كور و شل را مى‏ديد به اذن خدا شفا مى‏بخشيد. به اين ترتيب مردم را با آيات و نشانه‏هاى الهى، از بت‏پرستى و انحراف بر حذر داشته و به سوى خداى بزرگ راهنمايى مى‏نمود.(781)

شخصى از او پرسيد: سخت‏ترين چيز چيست؟ فرمود: خشم خدا. از او پرسيد: چه چيز موجب دورماندن از خشم خدا است؟ فرمود: ترك خشم خود. به گفته مولانا:

گفت عيسى را يكى هشيار سر چيست در هستى ز جمله صعب‏تر
گفتش اى جان! صعب تو خشم خدا كه از آن دوزخ همى لرزد چو ما
گفت از خشم خدا چبود امان گفت: ترك خشم خويش اندر زمان
كظم غيظ است اى پسر خط امان خشم حق ياد آور و در كش عنان‏(782)

مائده آسمانى، يكى از معجزات عيسى عليه‏السلام‏

حواريون دوازده نفر از ياران مخصوص حضرت عيسى عليه‏السلام بودند كه بعضى از آن‏ها لغزش پيدا كردند. نامهايشان چنين بود: پطرس، اندرياس، يعقوب، يوحنا، فيلوپس، برتر لوما، توما، متّى، يعقوب بن حلفا، شمعون ملقب به غيور، يهودا برادر يعقوب، و يهوداى اسخريوطى كه به حضرت عيسى عليه‏السلام خيانت كرد. آن‏ها با اين كه ايمان آورده بودند مى‏خواستند با ديدن معجزه ديگرى از عيسى عليه‏السلام كه آن هم مربوط به آسمان باشد قلبشان سرشار از يقين گردد، به عيسى عليه‏السلام عرض كردند: آيا پروردگار تو مى‏تواند مائده‏اى از آسمان (يعنى غذايى از آسمان) براى ما بفرستد؟

اين تقاضا كه بوى شك مى‏داد، حضرت عيسى عليه‏السلام را نگران كرد، به آن‏ها هشدار داد و فرمود: اگر ايمان آورده‏ايد از خدا بترسيد.

حواريون گفتند: ما مى‏خواهيم از آن غذا بخوريم تا قلبمان سرشار از اطمينان و يقين گردد و به روشنى بدانيم كه آن چه به ما گفته‏اى راست است و بر آن گواهى دهيم.

هنگامى كه عيسى عليه‏السلام از حسن نيت آن‏ها آگاه شد، به خدا عرض كرد:

خدايا مائده‏اى (سفره‏اى از غذا) از آسمان براى ما بفرست تا عيدى براى اول و آخر ما باشد، و نشانه‏اى از جانب تو محسوب شود، و به ما روزى ده كه تو بهترين روزى‏دهندگان هستى.

خداوند به عيسى عليه‏السلام وحى كرد: من چنين مائده‏اى براى شما نازل مى‏كنم، ولى بايد م توجه باشيد كه مسؤوليت شما بعد از نزول اين مائده، بسيار سنگين‏تر خواهد بود. اگر پس از مشاهده چنين معجزه آشكارى هر كس از شما به راه كفر رود، او را آن چنان عذاب كنم كه هيچ كس را آن گونه عذاب نكرده باشم.(783)

مائده نازل شد، و در ميان آن چند قرص نان و چند ماهى بود و چون مائده در روز يكشنبه نازل شد، مسيحيان آن روز را روز عيد ناميدند و در دعاى حضرت مسيح عليه‏السلام نيز آمده بود: مائده موجب عيد براى ما شود. يعنى ما را به خويشتن و به وجدان و سرنوشت نخستينمان باز گردان كه بر اساس توحيد و ايمان است.

روايت شده: پس از چند بار نزول مائده، خداوند به عيسى عليه‏السلام وحى كرد: مائده را براى تهيدستان قرار بده نه ثروتمندان. عيسى عليه‏السلام چنين كرد، ثروتمندان به شك و ترديد افتادند، و مردم را در مورد معجزه بودن مائده به شك انداختند. خداوند 333 نفر از مردان آن‏ها را به صورت خوك، مسخ نمود كه حركت مى‏كردند و كثافات را مى‏خوردند. بستگان آن‏ها گريه كردند و دست به دامن حضرت عيسى عليه‏السلام شدند، ولى آن‏ها بعد از سه روز به هلاكت رسيدند.(784)

نمونه‏اى از تواضع حضرت عيسى عليه‏السلام‏

روزى عيسى عليه‏السلام به حواريون (اصحاب نزديك و خاص) خود فرمود: من كارى با شما دارم، آن را انجام دهيد. (از آن جلوگيرى نكنيد.)

حواريون: كارت را انجام بده، ما آماده هستيم.

حضرت عيسى عليه‏السلام برخاست و پاهاى آن‏ها را شست، آن‏ها عرض كردند: اى روح خدا! ما سزاوارتر به اين كار هستيم.

حضرت عيسى عليه‏السلام فرمود: سزاوارترين انسان به تواضع و فروتنى، عالِم است، من اين گونه به شما تواضع نمودم، تا بعد از من، شما نسبت به مردم، اين گونه تواضع كنيد.

آن گاه عيسى عليه‏السلام افزود:

بالتَّواضُعِ تَعمُرُ الحِكمَةُ لا بِالتَّكَبُّرِ، وَ كَذلِكَ فِى السَّهلِ ينبُتُ الزَّرعُ لا فِى الجَبَلِ؛

بناى حكمت با تواضع ساخته مى‏شود، نه با تكبر، و همچنين زراعت در زمين نرم مى‏رويد، نه در زمين سخت.(785)

مجازات همسفر عيسى، بر اثر خودبينى‏

يكى از مهمترين كارهاى حضرت عيسى عليه‏السلام براى تبليغ دين برنامه سياحت و بيابانگردى بود. در يكى از اين سياحت‏ها، يكى از دوستانش كه قد كوتاه بود و همواره در كنار حضرت عيسى عليه‏السلام ديده مى‏شد، به همراه عيسى عليه‏السلام به راه افتاد، تا با هم به دريا رسيدند. عيسى با يقين خالص و راستين گفت: بسم‏الله، سپس بر روى آب حركت كرد، بى آن كه غرق شود.

آن شخص قد كوتاه هم وقتى كه عيسى عليه‏السلام را ديد كه بر روى آب راه مى‏رود، با يقين خالص گفت: بسم‏الله، و سپس بر روى آب به راه افتاد، بى آن كه غرق بشود، تا به عيسى عليه‏السلام رسيد. ولى در همين حال، خودبينى او را گرفت و با خود گفت: اين عيسى روح الله است كه بر روى آب، گام بر مى‏دارد، من نيز روى آب حركت مى‏كنم، فَما فَضلُهُ عَلىَّ؟ بنابراين، عيسى عليه‏السلام چه برترى بر من دارد؟ همان دم زير پايش بى‏قرار شد و در آب فرو رفت و فرياد زد: اى روح الله! دستم به دامنت، مرا بگير و از غرق شدن نجات بده.

عيسى عليه‏السلام دست او را گرفت و از آب بيرون كشيد و به او فرمود: اى كوتاه قد! مگر چه گفتى؟ (كه در آب فرو رفتى)

كوتاه قد: گفتم؛ اين روح الله است كه بر روى آب مى‏رود، من نيز بر روى آب مى‏روم. (بنابراين چه فرقى بين ما هست)، خودبينى مرا فراگرفت (و در نتيجه به مكافاتش رسيدم).

عيسى عليه‏السلام فرمود: تو خود را (بر اثر خودبينى) در مقامى كه خدا آن را براى تو قرار نداده، نهادى. خداوند بر تو غضب كرد، اكنون از آن چه گفتى توبه كن.

او توبه كرد، آن گاه به مرتبه‏اى كه خدا برايش قرار داده بود، بازگشت.(786)

گفتگوى عيسى با مرده زنده شده در روستاى بلازده‏

روزى حضرت عيسى عليه‏السلام و حواريون در سير و سياحت خود به روستايى رسيدند، ديدند اهل آن روستا و پرندگان و حيوانات آن، همه به طور عمومى مرده‏اند.

عيسى عليه‏السلام به همراهان فرمود: معلوم است كه اينها به عذاب عمومى الهى كشته شده‏اند. اگر آن‏ها به تدريج مرده بودند، همديگر را به خاك مى‏سپردند.

حواريون: اى روح خدا، از خداوند درخواست كن تا اين‏ها را زنده كند تا علت عذابى را كه به سراغ آن‏ها آمده، براى ما بيان كنند، تا ما از كردارى كه موجب عذاب الهى مى‏شود، دورى كنيم.

حضرت عيسى عليه‏السلام از درگاه خدا خواست تا آن‏ها را زنده كند، از جانب آسمان به عيسى عليه‏السلام ندا شد كه: آنان را صدا بزن.

عيسى عليه‏السلام شبانه بالاى تپه‏اى از زمين رفت و فرمود: اى مردم روستا!

يك نفر از آن‏ها زنده شد و گفت: بلى، اى روح و كلمه خدا!

عيسى: واى به حال شما، كردار شما چه بوده؟ (كه اين گونه شما را دستخوش بلاى عمومى نموده است.)

مرد زنده شده: چهار چيز ما را مشمول عذاب الهى كرد:

1 - پرستش طاغوت.

2 - دلبستگى به دنيا با ترس اندك از خدا.

3 - آرزوى دور و دراز.

4 - غفلت و سرگرمى به بازى‏هاى دنيا.

عيسى: دلبستگى شما به دنيا چه اندازه بود؟

مرد زنده شده: همانند علاقه كودك به مادرش. هنگامى كه دنيا به ما رو مى‏آورد شاد و خوشحال مى‏شديم، و هنگامى كه دنيا به ما پشت مى‏كرد، گريه مى‏كرديم و محزون مى‏شديم.

عيسى: طاغوت را چگونه مى‏پرستيديد؟

مرد زنده شده: ما از گنهكاران پيروى مى‏كرديم.

عيسى عليه‏السلام: عاقبت كارتان چگونه پايان يافت؟

مرد زنده شده: شبى با خوشى به سر برديم، صبح آن در هاويه افتاديم.

عيسى: هاويه چيست؟

مرد زنده شده: هاويه، سجّين است.

عيسى: سجين چيست؟


previos pagenext page