![]() | قصههاى قرآن به قلم روان - محمد محمدى اشتهاردى رحمه الله علیه | ![]() |
غلام ايرانى شمشير را به دست گرفت (پس از اندكى بخت النصر وارد قصر شد) غلام با شمشير به او حمله كرد و او را كشت.
در آن هنگام كه بخت النصر در خون خود مىغلطيد به غلام گفت: چرا مرا كشتى؟
غلام گفت: خودت فرمان دادى و گفتى هر كس - گر چه خودم باشم - اگر وارد قصر شدم، او را بكش. من به فرمان تو عمل كردم.
بخت النصر در آن جا هر چه فرياد زد كسى صداى او را نشنيد، و سرانجام به هلاكت رسيد و مردم از شرش نجات يافتند.(760) آرى به قول ناصر خسرو:
روزى زسر سنگ عقابى به هوا برخاست
بهر طلب طعمه پر و بال بياراست
از راستى بال منى كرد و همى گفت:
كه امروز همه ملك جهان زير پر ماست
گر به سر خاشاك يكى پشه بجنبيد
جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست
بسيار منى كرد وز تقدير نترسيد
بنگر كه از اين چرخ جفا پيشه چه برخاست
ناگه زكمينگاه يكى سخت كمانى
تيرى به قضا و قدر انداخت بر او راست
چون خوب نظر كرد پر خويش در آن ديد
گفتا زكه ناليم كه از ماست كه بر ماست
خسرو تو برون كن زسر اين كبر و منى را
ديدى كه منى كرد عقابى چه بر او خاست
پايان داستانهاى زندگى حضرت يحيى عليهالسلام
يكى از پيامبران اولوالعزم و بزرگ، حضرت عيسى عليهالسلام است كه نام مباركش در قرآن 25 بار به عنوان عيسى و 13 بار به عنوان مسيح آمده است، واژه عيسى ترجمه عربى كلمه يشوع است كه به معنى نجات دهنده مىباشد.
او 1998 سال قبل (570 سال قبل از ولادت پيامبر اسلام) در سرزمين كوفه در كنار رود فرات چشم به جهان گشود.(761)و به گفته بعضى او در دهكده ناصره يا بيت المقدس در عصر سلطنت فرهاد پنجم يكى از شاهان اشكانى متولد گرديد.
ولادت او به طور معجزه به اذن خدا، بدون پدر رخ داد. مادرش حضرت مريم عليهاالسلام دختر عمران از بانوان فرزانه و از شخصيتهاى برجسته بنى اسرائيل بود، پدر مريم عليهاالسلام به نام عمران از نسل حضرت سليمان عليهالسلام بود و از علماى برجسته و پارسا و عابد بنى اسرائيل به شمار مىآمد.
نام مريم عليهاالسلام در قرآن 34 بار آمده، و يك سوره قرآن (سوره نوزدهم) به نام مريم است، كه از آيه 16 تا 36 به ماجراى ولادت حضرت عيسى عليهالسلام و سخن گفتن او در گهواره، و بخشى از زندگى او و چگونگى دعوتش مىپردازد.
قبل از آن كه عيسى عليهالسلام متولد شود، فرشتگان از جانب خداوند مريم عليهاالسلام را به تولد او مژده دادند و شخصيت عيسى عليهالسلام را معرفى كردند، چنان كه در آيه 45 سوره آل عمران مىخوانيم:
إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِى الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ؛
به ياد آوريد هنگامى را كه فرشتگان (از جانب خدا) به مريم گفتند: اى مريم! تو را به كلمهاى (وجود باعظمتى) از طرف خودش مژده مىدهد كه نامش مسيح، عيسى پسر مريم است، در حالى كه در دو جهان، انسان برجسته و از مقربان درگاه خدا خواهد بود.
عيسى عليهالسلام تحت سرپرستى مادرش مريم عليهاالسلام بزرگ شد، در سن دوازده سالگى به مجلس عابدان و پارسايان و انديشمندان راه يافت، و با آنها به مباحثه و مناظره پرداخت. آثار عظمت و معرفت فوق العاده، در همان نوجوانى در چهرهاش ديده مىشد.
عيسى عليهالسلام در سى سالگى مبعوث به رسالت شد، گرچه طبق آيه 30 سوره مريم وَ جَعَلَنِى نَبِيّاً هنگام كودكى در گهواره سخن گفت و خود را پيامبر خواند، ولى رسميت رسالتش از سى سالگى به بعد بود. او داراى معجزات فراوان از جمله درمان نمودن بيمارىهاى ناعلاج، و زنده كردن مردگان بود. كتاب انجيل بر او نازل شد، و داراى شريعت مستقل بود، و بنى اسرائيل را به سوى خداى يكتا و بىهمتا، دعوت مىكرد، و بر اثر شرايط خاص زندگى و اجبار به سفرهاى متعدد براى تبليغ دين خدا، ازدواج نكرد و ناگزير بود كه به طور مجرد زندگى كند.
از زهد عيسى عليهالسلام اين كه مىگفت: خدايا قرص نان جوينى صبح و ظهر و شب به من برسان، بيش از اين نرسان كه موجب طغيان من گردد.
عيسى عليهالسلام داراى دوازده يار مخصوص به نام حواريون بود، كه در عصرش و بعد از آن، او را بسيار يارى كردند و در گسترش آيينش كوشيدند، جز يك نفر از آنها به نام يهودا اسخريوطى كه منافق گرديد.
عيسى عليهالسلام 33 سال عمر كرد، يهوديان او را دستگير كردند تا بكشند، خداوند او را از دست آنها نجات داد و به آسمان برد، و در روزهاى آخر عمر، شمعون را وصى و جانشين خود نمود.
حضرت يحيى عليهالسلام او را تصديق كرد و از مبلغان آيين او گرديد.(762) آيين او تا بعثت پيامبر اسلام (610 سال) ادامه يافت، و اكنون تعداد پيروان حضرت مسيح عليهالسلام در دنيا از تعداد همه پيروان اديان ديگر بيشتر است، كه به عنوان مسيحى خوانده مىشوند.
مريم عليهاالسلام مادر عيسى عليهالسلام از بانوان پاك سرشت و برگزيده خدا است (كه شرح حال تولد و نذر مادرش در مورد خدمتگذارى او در مسجد بيت المقدس، قبلا در ذكر زندگى حضرت زكريا عليهالسلام خاطر نشان گرديد.)
اين بانوى با عظمت، از بانوان نمونه تاريخ است كه از نظر مقام، بعد از فاطمه زهرا عليهاالسلام و خديجه كبرى عليهاالسلام بى نظير مىباشد و خداوند در قرآن او را به بزرگى و پاكى و فرزانگى ستوده است.(763)
مريم عليها السلام مطابق نذر مادرش، به خدمتگذارى مسجد پرداخت. او تحت پرستارى حضرت زكريا عليهالسلام همچنان در مسجد بيت المقدس خدمت مىكرد و به عبادت و نيايش ادامه مىداد، تا اين كه فرشتگان به نزدش آمدند و او را - بى آن كه ازدواج كرده باشد - به پسرى به نام مسيح، عيسى بن مريم عليهاالسلام بشارت دادند. پسرى كه داراى شخصيت برجسته در دنيا و آخرت است.
مريم گفت: پروردگارا! چگونه فرزندى براى من خواهد بود در حالى كه انسانى با من تماس نگرفته است؟
خداوند فرمود: خدا اين گونه هر چه را بخواهد مىآفريند، هنگامى كه وجود چيزى را بخواهد، فقط به آن مىگويد موجود باش، آن نيز بى درنگ موجود مىشود.(764)
مريم عليهاالسلام در خلوتگاه عبادت، در گوشهاى از مسجد بيت المقدس مشغول راز و نياز بود، ناگاه خداوند يكى از فرشتگان بزرگ خود (جبرئيل) را به شكل يك جوان زيبا و خوش قيافه و سالم به سوى مريم فرستاد.
پيدا است كه مريم عليهاالسلام با ديدن آن جوان بيگانه، چه حالتى پيدا مىكند، مريم كه همواره پاكدامن مىزيسته و از دامان پاكان پرورش يافته و به عفت و پاكدامنى، ضربالمثل شده، هراسان و وحشت زده شد(765) و همان لحظه (با احساسات) فرياد زد:
من از تو به خداى رحمان پناه مىبرم، اگر پرهيزكار هستى. مريم عليهاالسلام با نگرانى و دلهره منتظر پاسخ آن مرد جوان بود، كه ناگهان شنيد او ميگويد:
اءنَّما اَنا رسُولُ رَبِّكِ لَاهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيّاً؛
من فرستاده پروردگار توأم (آمدهام) تا پسرى پاكيزه به تو ببخشم.
مريم عليهاالسلام از اين رو كه اطمينان يافت فرستاده خدا به سوى او آمده آرامش يافت، ولى از روى تعجب گفت:
چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه تاكنون انسانى با من تماس نگرفته است، و زن آلودهاى هم نيستم؟!
جبرئيل گفت: مطلب همين است كه پروردگارت فرموده، اين كار بر من سهل و آسان است، ما مىخواهيم او (عيسى) را نشانهاى براى مردم قرار دهيم، و رحمتى از سوى ما براى آنها باشد.(766)
جبرئيل عليهالسلام در گريبان مريم عليها السلام دميد(767) و از آن پس مريم عليهاالسلام احساس كرد كه باردار شده است.(768)
مريم عليهاالسلام باردار شد، ولى هر چه به روز وضع حمل نزديك مىشد، نگرانتر مىگرديد، زيرا با خود مىگفت: چه كسى از من مىپذيرد كه زنى بدون همسر، باردار شود؟! اگر به من نسبت ناروا بدهند، چه كنم؟ دخترى كه سالها الگوى پاكى و عفت است، چگونه براى او نسبت ناروا و قابل تحمل است؟
از سوى ديگر احساس مىكرد كه چون فرزندش از رسولان الهى است، خداوند او را در بحرانها حفظ خواهد كرد.
لحظه درد زايمان فرا رسيد، طوفانى از غم و اندوه، سراسر وجود پاك مريم عليهاالسلام را فرا گرفت، به گونهاى كه گفت:
يا لَيتَنى مِتُّ قَبلَ هذا وَ كُنتُ نَسياً مَنسِيّاً؛
اى كاش پيش از اين مرده بودم، و به كلى فراموش مىشدم.(769)
مريم عليهاالسلام هنگامى كه درد زايمان گرفت، كنار تنه درخت خرماى خشكيدهاى رفت، تنها و غمگين بود. ناگهان (از جانب خدا) صدايى به گوشش شنيد:
غمگين مباش، خداوند در قسمت پايين پاى تو، چشمه آب گوارايى را جارى ساخته است. و نظر به بالاى سرت بيفكن، بنگر كه چگونه ساقه خشكيده، به درخت نخل بارورى تبديل شده كه ميوهها، شاخههايش را زينت بخشيدهاند. درخت را تكانى بده تا رطب تازه براى تو فرو ريزد، و از اين غذاى لذيذ و نيروبخش بخور، و از آن آب گوارا بنوش، و چشمت را به اين نوزاد روشن بدار و هرگاه كسى از انسانها را ديدى، (با اشاره) بگو من براى خداوند رحمان روزهاى (روزه سكوت) نذر كردهام، بنابراين امروز با هيچ انسانى سخن نمىگويم و بدان كه اين نوزاد خودش از خود دفاع خواهد كرد.(770)
به اين ترتيب عيسى عليهالسلام به قدرت الهى از مادرى پاك و نمونه چشم به جهان گشود.
در ماجراى تولد حضرت عيسى عليهالسلام از مريم عليهاالسلام دو نكته وجود دارد كه پيامآور درسهاى بزرگ عقيدتى و عملى است.
1 - با اين كه حضرت مريم عليها السلام از هر نظر پاك بود، و همواره در محراب عبادت به سر مىبرد و خدمتگزار مسجد بيت المقدس در جهت ظاهر و باطن بود، هنگام زايمان، از جانب خداوند به او خطاب شو از مسجد بيرون برو، و به تعبير قرآن به مكان دوردستى رفت،(771) چرا كه حرمت مسجد را بايد نگه داشت.
ولى در مورد ولادت حضرت اميرمؤمنان على عليهالسلام هنگامى كه مادرش فاطمه بنت اسد عليهاالسلام مشغول طواف كعبه بود و درد زايمان او را فرا گرفت، ديوار كعبه شكافته شد، و ندايى به او رسيد كه وارد خانه كعبه شو، فاطمه عليهاالسلام داخل خانه كعبه شد، و آن ديوار ترميم يافت و حضرت على عليهالسلام در درون كعبه يعنى در مقدسترين مكان، متولد شد.(772)
و اين يك افتخار بزرگى است كه بيانگر عظمت حضرت على عليهالسلام در مقايسه با حضرت عيسى عليهالسلام مىباشد، از اين رو در طول زمان، علماى شيعه به اين مطلب بر عظمت على عليهالسلام استدلال مىكنند.
2 - حضرت مريم عليهاالسلام در رابطه با حفظ حريم عفت و حجاب، بسيار حساس و مراقب بود. هنگامى كه به اذن الهى بدون شوهر باردار شد، از اين نظر كه مردم جاهل مبادا به او تهمت ناجوانمردانه بزنند، بسيار ناراحت بود و شدت ناراحتيش به اندازهاى بود كه هنگام زايمان مىگفت: يا لَيتَنِى مِتُّ هذا وَ كُنتُ نَسياً مَنسِيّاً؛ اى كاش قبل از اين مرده بودم و به كلى فراموش مىشدم. (مريم، 23)
مسيحيانى كه ادعاى پيروى از حضرت عيسى عليهالسلام مىكنند، ولى در اروپا و آمريكا و... آن همه دامنه بى عفتى را گسترش مىدهند، در حقيقت دورترين افراد نسبت به حضرت مسيح عليهالسلام هستند، آنها گستاخى را به جايى رساندهاند كه عكسى تحت عنوان عكس حضرت مريم عليهاالسلام پخش مىكنند كه نمايانگر يك زن بدحجاب يا بى حجاب است و حتى در كنفرانس زنان كه سال گذشته در پكن برقرار شد، عكس آن چنانى را به عنوان عكس حضرت مريم عليهاالسلام بر بالاى دكور سالن كنفرانس نصب كرده بودند، زهى گستاخى و اهانت بى شرمانه كه روح پاك حضرت مريم عليهاالسلام از چنان نسبتهاى ناروا بيزار است، اكنون نيز او مىگويد:
كاش به دنيا نيامده بودم، يا به طور كلى فراموش مىشدم و مرا به اين گونه عكس و تمثال، متهم نمىكردند!
عجيب است، مريم كه بايد سمبل حجاب و عفت گردد، به دست مردم نااهل، سمبل بدحجابى و دريدگى ضد حجاب شده است!!
مريم عليهاالسلام عيسى عليهالسلام را در آغوش گرفت و به سوى مردم آمد، مردم جاهل و بىپروا، بىدرنگ به آن بانوى بسيار پاك، نسبت ناروا دادند، و گفتند: اى مريم! كار بسيار عجيب و بدى انجام دادى! اى خواهر هارون (اى كسى كه همچون هارون پيامبر، به پاكى و تقوا معروف هستى) نه پدر تو (عمران) مرد بدى بود، و نه مادرت (حنّه) بانوى ناپاكى بود، اين پسر را از كجا آوردهاى؟!
مريم در حالى كه بسيار در فشار بود، سكوت كرد ولى ديد آنها همچنان به ناسزاگويى ادامه مىدهند. در اين هنگام عيسى عليهالسلام در گهواره دستى در نزد مريم عليهاالسلام بود، مريم اشاره به عيسى عليهالسلام كرد، كهاى فرزند به پاكى من و پاكزادى خودت، گواهى بده، و به آنها گفت: از اين كودك بپرسيد.
قوم كه از اشاره مريم عليهاالسلام بسيار ناراحت شده بودند، با نيشخند و ناراحتى گفتند:
ما چگونه با كودكى كه در گهواره است سخن بگوييم؟(773)
امام باقر عليهالسلام فرمود: هفتاد نفر زن، اطراف مريم عليهاالسلام را گرفتند و او را با ناسزاگويى سرزنش نمودند، در اين هنگام عيسى عليهالسلام در گهواره به آنها گفت: واى بر شما! آيا به مادرم نسبت ناروا مىدهيد، من بنده خدا هستم، خداوند به من كتاب داده، سوگند به خدا بر هر يك از شما به خاطر تهمتى كه به مادرم مىزنيد بحد تهمت را جارى مىكنم.
يكى از حاضران از امام باقر عليهالسلام پرسيد: آيا بعد از اين (هنگامى كه عيسى بزرگ شد) عيسى عليهالسلام بر آنها حد جارى كرد؟
امام باقر عليهالسلام فرمود: آرى بحمدلله.(774)
گواهى عيسى عليهالسلام در گهواره، در قرآن چنين آمده است:
من بنده خدايم، خداوند به من كتاب آسمانى داده و مرا پيامبر نموده است و مرا وجودى پربركت كرده و مرا در هر كجا باشم، مادام كه زندهام، به نماز و زكات توصيه نموده است - و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده و جبّار و شقى قرار نداده است - و سلام خدا بر من، آن روز كه متولّد شدم، و آن روز كه مىميرم، و آن روز كه زنده برانگيخته مىشوم.(775)