(قـال اوسـطـهـم )، آنـكـه از سـايـريـن مـيـانـه روتـر و
مـعـتـدل تـر بـود چـون او هـمـواره مـردم خـود را بـه حق يادآورى مى كرد، هر چند كه در مقام
عمل از آنان پيروى مى نمود بعضى از مفسرين گفته اند: منظور از اوسط كسى است كه سن
و سـال مـتـوسـطـى داشـتـه . ليـكـن ايـن حـرف درسـت نـيـسـت - (الم
اقـل لكـم ) آيا به شما نگفتم - معلوم مى شود قبلا به آنان نصيحت كرده بود، و اگر
قـرآن كـريـم آن را نـقـل نكرده ، براى بود كه جمله مورد بحث به خواننده مى فهمانيد كه
چنين نصيحتى قبلا شده بوده ، ديگر احتياج به ذكر آن نبود - (لو لا تسبحون )، چرا
تسبيح خدا نمى گوييد، و او را از داشتن شريكها منزه نمى داريد؟ و چرا بر قدرت خود و
ساير اسباب ظاهرى اعتماد مى كنيد و سوگند مى خوريد، كه حتما فردا ميوه ها را مى چينيم
، و ان شـاء اللّه نـمـى گـويـيـد و خـدا را بـه كـلى از دخـالت و سـبـبـيـت و تـاثـيـر
مـعزول مى كنيد و همه تاثيرها را به خود و ساير اسباب ظاهرى منسوب مى كنيد؟ اين همان
شرك است ، كه شما را از ارتكابش زنهار دادم .
|